بحث آموزش به زبان مادری همواره یکی از موضوعات بحثبرانگیز در ایران بوده است. مخالفان این ایده از طیفهای مختلف فکری تشکیل شدهاند و دلایل متعددی برای مخالفت خود مطرح میکنند. در اینجا، مخالفان آموزش به زبان مادری را به چند دستهی اصلی تقسیم کرده و تحلیل مختصری از دیدگاههای آنان ارائه میکنیم.
۱. ملیگرایان مرکزگرا
این گروه بر این باورند که زبان فارسی، هویت ملی ایران را تعریف میکند و آموزش به زبانهای زبانهای غیرفارسی باعث تضعیف یکپارچگی ملی میشود.
دلایل مخالفت:
هراس از تجزیه کشور: معتقدند که استفاده از زبانهای غیرفارسی در آموزش میتواند منجر به شکلگیری هویتهای قومی جداگانه شده و در نهایت کشور را به سمت تجزیهطلبی سوق دهد.
هراس از کاهش همبستگی ملی: تصور میکنند که زبان مشترک، تنها عامل وحدت ملی است و آموزش به زبانهای دیگر، همبستگی اجتماعی را کاهش میدهد.
تاریخگرایی فارس محور: این دسته، ایران را ملتی با زبان فارسی از گذشتههای دور میدانند و تنوع زبانی را تهدیدی برای این روایت تاریخی تلقی میکنند.
تحلیل:
- تجربهی کشورهایی مانند سوئیس، کانادا و بلژیک نشان میدهد که چندزبانی نهتنها موجب تفرقه نمیشود، بلکه به انسجام ملی نیز کمک میکند.
- پژوهشهای روانشناسی اجتماعی نیز نشان میدهند که سرکوب هویت زبانی میتواند موجب احساس بیگانگی و کاهش مشارکت اجتماعی شود.
۲. اقتدارگرایان سیاسی (حامیان دولت متمرکز)
مشخصات کلی:
این گروه معمولاً دارای نگاه دولتمحور و اقتدارگرا هستند و هرگونه تغییر در سیاستهای زبانی را تهدیدی برای حاکمیت مرکزی میبینند.
کنترل امر آموزش: معتقدند که زبان رسمی تنها باید فارسی باشد تا دولت بتواند نظام آموزشی و فرهنگی را کنترل کند.
امنیت ملی: برخی از این افراد، چندزبانی را با بیثباتی سیاسی مرتبط میدانند و گمان میکنند که تقویت زبانهای غیرفارسی میتواند منجر به شکلگیری جنبشهای هویتطلبانه و بروز ناآرامیهای سیاسی شود.
نگاه ایدئولوژیک به توسعه: تصور میکنند که توسعهی ملی باید تحت یک چارچوب فرهنگی یکپارچه باشد و هرگونه چندگانگی زبانی و فرهنگی را مانعی برای توسعه میدانند.
تحلیل:
- در کشورهایی مانند فنلاند و ایرلند که آموزش به زبانهای مادری اقلیتها به رسمیت شناخته شده، توسعهی ملی نهتنها کاهش نیافته بلکه افزایش یافته است.
- سرکوب زبانی در درازمدت میتواند به نارضایتی و کاهش اعتماد به نهادهای دولتی منجر شود، که این موضوع تهدید واقعی برای امنیت ملی محسوب میشود.
۳. نخبگان فرهنگی فارسیمحور
این گروه از نخبگان دانشگاهی، نویسندگان و روشنفکرانی تشکیل شده که معتقدند زبان فارسی باید زبان علمی و فرهنگی غالب کشور باشد.
دلایل مخالفت:
لزوم یکپارچگی فرهنگی: تصور میکنند که تنوع زبانی مانع از توسعهی فرهنگی ایران میشود و باعث ایجاد شکاف در تولیدات علمی و فرهنگی کشور خواهد شد.
سردرگمی آموزشی: این افراد معتقدند که بسیاری از زبانهای غیرفارسی فاقد ساختار نوشتاری مدون برای آموزش مدرن هستند و این مسئله باعث سردرگمی آموزشی خواهد شد.
هژمونی زبان فارسی در ارتباطات بین اتنیکی: برخی از این افراد بر این باورند که فقط یک زبان رسمی و علمی در کشور میتواند ارتباط میان اقوام را تامین و پشتیبانی نماید.
تحلیل:
- در بسیاری از کشورهای چندزبانه مانند هند و آفریقای جنوبی، تنوع زبانی نهتنها مانع توسعهی علمی و فرهنگی و یا بروز سردرگمی آموزشی نشده، بلکه باعث رشد همه زبانها و تقویت خلاقیت علمی در بین همه شهروندان شده است.
- تحقیقات نشان دادهاند که آموزش به زبان مادری در کنار آموزش زبانهای رسمی یا میانجی، مانع شکلگیری و تداوم ارتباطات بین اتنیکی نبوده است.
۴. عامهی مردم تحت تأثیر تبلیغات رسانهای
مشخصات کلی:
این گروه شامل بخشهایی از جامعهی عمومی ایران است که تحت تأثیر تبلیغات رسانهای قرار گرفته و آموزش به زبان مادری را تهدیدی برای همبستگی ملی میدانند.
دلایل مخالفت:
- باورهای نادرست در مورد توسعه: تصور میکنند که آموزش به زبانهای غیرفارسی باعث کند شدن روند یادگیری و کاهش سطح علمی دانشآموزان میشود.
- هراس از تفرقه و تجزیه: به دلیل تبلیغات گسترده، فکر میکنند که چندزبانگی یعنی گسست فرهنگی و در نهایت، تجزیهی کشور.
- عدم آگاهی از تجربهی کشورهای دیگر: بسیاری از این افراد اطلاعی از موفقیتهای سیستمهای چندزبانه در سایر کشورها ندارند.
تحلیل:
- این گروه بیشتر به دلیل نبود آگاهی و دسترسی به اطلاعات صحیح، مخالف آموزش به زبان مادری هستند.
- رسانههای رسمی و سیستم آموزشی تکزبانه در شکلگیری این ذهنیت نقش مهمی دارند.
چرا مخالفتها پایدارند؟
۱.نقش ایدئولوژی و ناسیونالیسم زبانی: بسیاری از مخالفتها ریشه در یک ایدئولوژی قدیمی دارند که زبان فارسی را به عنوان تنها عنصر هویتبخش ایران معرفی کرده است.
۲. نبود تجربهی سیاستهای چندزبانه: ایران هیچگاه سیاستی منسجم برای آموزش به زبان مادری نداشته است، به همین دلیل بسیاری از مردم، مسئولان و نخبگان توان تصور یک سیستم آموزشی چندزبانه را ندارند.
۳. تبلیغات رسانهای و آموزش رسمی: مخالفت عمومی تا حد زیادی به دلیل تبلیغات منفی و عدم آگاهی از تجربههای جهانی در زمینهی چندزبانی است.
۴. ترس از تغییر و بیثباتی سیاسی: بسیاری از افراد، تغییرات زبانی را به چالشهای امنیتی و تجزیهطلبی مرتبط میدانند، هر چند که شواهد تاریخی نشان میدهند این نگرانیها بیاساس است.
راهکارها: چگونه این مخالفتها را کاهش دهیم؟
✔ ارائهی مثالهای موفق از کشورهای چندزبانه و کاهش ترس از آموزش چندزبانه
✔ نشر گسترده پژوهشهای روانشناسی آموزشی و جامعهشناسی در زمینه ضرورت آموزش به زبان مادری
✔ تقویت گفتمان چندزبانه در مقابل گفتمان رسمی یکزبانه
جمعبندی:
مخالفان آموزش به زبان مادری در ایران به چهار گروه اصلی تقسیم میشوند: ناسیونالیستهای مرکزگرا، اقتدارگرایان سیاسی، نخبگان فرهنگی فارسمحور و عامهی مردمی که تحت تأثیر تبلیغات هستند. هر گروه دلایل خاص خود را دارد، اما نقدهای علمی نشان میدهند که این دلایل در بسیاری موارد غیرمنطقی و فاقد پشتوانهی پژوهشی هستند. مقابله با این مخالفتها، نیازمند آگاهیبخشی و گفتمانسازی در زمینه سیستمهای آموزش چندزبانه و چندفرهنگی است.