برخلاف پروپاگاندای سنتی، در شیوههای مدرنِ پروپاگاندا، هدف محدود به تغییر نظر جمعی و تلاش برای همراه کردن افکار عمومی نیست. در تکنیکهای جدید، دستگاههای تبلیغاتی دولتها تلاش میکنند، با تصمیمهای واکنشبرانگیز، اظهارنظرهای جنجالی و در صورت ضرورت با ایجاد رویدادهای چالشبرانگیز اما قابل کنترل، غبار خبری ایجاد کنند، اولویتهای شهروندان را تغییر دهند، افکار عمومی را از مسائل جدی به انحراف بکشند و انفعال و سردرگمی را در بین شهروندان تقویت کنند. چون عملا به دلیل دسترسی شهروندان به منابع خبری متنوع، شیوههای سنتی پروپاگاندا نمیتوانند با ایجاد تک روایت رسمی، بر افکار عمومی اثر بگذارند.
امروز مجلس شورای اسلامی طرحِ تدریسِ ادبیاتِ زبانهای اتنیکهای غیر فارس -بهشکل دو واحد درس اختیاری در پایههای هفتم و دهم- را تصویب نکرد. واکنشبرانگیزتر از تصمیم نمایندگان مجلس، سخنرانی نمایندهی دولت بهعنوان مخالف بود که عملا نقشی تعیینکننده در تصویب نشدن این طرح داشت.
این طرح هر چند رد شد؛ اما به دلیل مفاد انتقادبرانگیز آن، در صورت تصویب هم نمیتوانست حمایت فعالان حوزه زبان مادری و شهروندان غیر فارس را جلب کند. همزمان مسعود پزشکیان و تیم امنیتیاش، بهخوبی به ظرفیت تبلیغاتی تصویب لایحهی تدریس زبان مادری آگاه هستند. آنها بهسادگی از کنار این فرصت -آنهم در شرایطی که ناکارآمدی دولت پزشکیان هر روز بیشتر آشکار میشود- عبور نخواهند کرد.
همچنین پزشکیان از مخالفتهای جدی در نظام حکمرانی ایران در حوزه تحصیل به زبان مادری یا تدریس آن آگاه است. پس مسعود خان ناگزیر خواهد بود کالای ارزاناش را گران بفروشد، حداقل را حداکثر جلوه دهد و زمینه را برای دستکاری افکار عمومی از طریق دستگاه تبلیغاتی ج.ا. مهیا کند.
امروز طرحِ تدریسِ ادبیاتِ زبانهای اتنیکهای غیر فارس تصویب نشد؛ اما احتمالا بهزودی -بهویژه با تشدید بحران اقتصادی و افزایش نارضایتیهای عمومی- بهشکل لایجهی دولت به مجلس بازخواهد گشت؛ اینبار اما بهعنوان دستاورد دولت مسعود_ زشکیان و در شرایطی که سقف مطالبات به ۳۵ سال پیش بازگشته و حداقلها بدون کمترین هزینه به جامعه تحمیل شده. (!)